فقط کوثری بخونه - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 11:13
اومدم به بهشت خودم - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 9:51
یعنی آدم هیچ جا به اندازه شهرخودش به راحتی نفس نمیکشه.چقد هوای شهرم خوبه..هوای صمیمی خونه کجا و غربت اون شهر و آدماش کجا؟.. نگاه های نگران مادرم کجا و نگاه های ... کجا!..اما باید ساخت چون عاشق رشته امم و هرسختی رو حاضرم تحمل کنم.. بازم مث همیشه منتظرنگاه های گرمتون هسم دوستای مهربونم
میخواهم ذهنت درگیر من باشد! - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 9:51
نمیدانم چرا گاهی اینقدر نترس میشوم!مثل امروز که برایش با یک آیدی جدید "پی امی"فرستادم که محتوایش چیزی جز "سه نقطه"نبود... نمیدانم شاید حس خوبی باشد درگیر کردن ذهن آدمی بی تفاوت که بعد مدتها هنوز دوستش داری..شاید دوست داری با شک کردنش به اینکه شاید آن ناشناس"تو" باشی برای لحظه ای او را به یادخودت بین...
بد بودن رو هم یاد بگیر! - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 9:51
دلم میگیرد از این زمونه ای آدماش خوب بودنت رو میزارن به حساب سادگیت..برعکس تموم کتابا توصیه ی من اینه;هیچ وقت سعی نکن خیلی خوب باشی،بد بودن رو هم یادبگیر،گاهی اوقات واقعا سواد بدبودن لازمه...
اینم شانس ما... - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 9:51
یعنی دانشجویی ک عرضه نداشته باشه کلاسو بهم بزنه دانشجو نیس! فک نکنم تاحالا کسی مث من کلاس تخصصیشو بهم زده باشه اونم با یه جیغ خیلی خوشگل!خخخخ. خب تقصیر من چی بود که موشه بین این همه دانشجو منو انتخاب کرد و صاف اومد سمت صندلی من..فک کنم این دانشگاه قبل اینکه دانشگاه بشه مرکز پرورش حیوانات بوده..آخه ه...
خدایا اگه نباشی کل این دنیا برام قد یه تابوته - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 17:02
خدایا بهم انگیزه ای بده تا مقاوم باشم دربرابر هرچه ک سعی در تضعیف کردن روحیه ام داره.خدایا کمکم کن تا خودم و تواناییمو هم به خودم ثابت کنم هم ب دیگران و حتی ب اون استادی ک هربار با طعنه هاش دلمو میشکنه..خدایا دل شکستن تاوان داره ،مگه ن؟..خدایا مطمئنم اگ لطف تو نبود من هچوقت طاقت نمیاوردم ک توی این ش...
فراموش - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 17:02
چقدر زود فراموش شده ام...یعنی حتی "شباهت اسمی " هم تو را یاد من نمی اندازد؟!...
بیقرار - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 17:02
خدایا تو بگو من چرا إنقد این شبا بیقراری میکنم؟ من ک ب آرزوم رسیدم و اون رشته ای ک دوس داشتم اومدم،پس دیگ چی إنقد ناآرومم میکنه؟خدایا من بنده ناشکری نیسم منو ب خاطر بیقراریام ببخش..
از دست این گوشی - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 17:01
باز هم صدای اس ام اس گوشیمو نگاه های بچه ها، باز هم من و لبخندهای بی إبا:-D
چقدر دلتنگی!! - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 21:14
دلتنگم.میدونم هنو خیلی زوده دلتنگ شدن اما مگه میشه صدای گرفته پدر رو شنید و دلتنگ نشد؟ مگه میشه غم صدای مادر رو حس کرد و بیقرار نشد؟..چقد دوس دارم بهشون بگم ک چقد محتاج گرمای دستاشونم اما دلم نمیخواد بفهمن ک ب این زودی دلتنگشون شدم چون میدونم دلشون پیشم میمونه..وقتی امشب مادرم زنگ زد و گف سر شام و ن...
حس جالب - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 23:53
حس جالبی میتونه باشه اونی ک تو دنیای واقعی گمش کردی به طورتصادفی بیاد تو وبت و برات کامنت بزاره...ما ک این حس رو تجربه نکردیم شما رو نمیدونم..
کامنتی راجع به پست های احساسیم ندین..صرفا واس خالی کردن دلم می نویسم.. - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 23:53
یه زمانی وقتی کنارم بودی و نگاهم میکردی باورش سخت بود که روزی این نگاه خالی از احساس شود..اما حالا راحت باورکرده ام که حتی احساس تنفر هم تو چشمانت نیست...بی تفاوت شده ای ..کاملا بی تفاوت(درسته ک قراربود دیر به دیر آپ بشم اما نمیشه صدای این دل رو که این روزا سخت بیقرار شده خفه کرد..زیاد وقتم رو نمیگی...
دلم دیگر نمی تپد - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 23:53
تعجب نکن که دیگر دلم برایت نمی تپد..مگر دل زخمی جانی هم برای تپیدن دارد؟!
جدی نگیرین.. - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 7:47
حس بدیه که مطمئن باشی کاملا از زندگی طرف دیلیت شدی ،،خودتم فکر کنی ک اون دیگ نقشی تو زندگیت نداره اما با دیدن یکی ک فقط شبیه اونه، دلت بلرزه و بفهمی که فقط داشتی خودتو فریب میدادی...خیلیا سخت وارد زندگیت میشن و خیلی راحت از زندگیت میرن...باید به این خیلیا گفت: لعنتی ها برگردین،، فقط برگردین و دلی رو...
خوبم - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:36
خداروشکر که با استاد موقرنژاد آشناشدم امروز باکلی خجالت رفتم خونش تا ازش راهنمایی بگیرم.خیلی بهم دلگرمی داد.. بیشتر ازخودم بهم اعتماد داره.خیلی دوسش دارم امیدوارم خداسایه ی این آدمای بزرگ رو از زندگیمون کم نکنه..خودش استاد انگلیسیه..من یک ماه واس انگلیسی مقدماتی پیشش کلاس میرفتم تو کلاس هم خیلی قبول...
بغض - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:59
پر از بغضم..پر از آشوب..پر از دلتنگی و گریه..پراز ترس و پر از شگوه.. پر از کینه ،کسی اینو نمی بینه.. اونی که ساکته اینجا ،،گلوشو بغض پرکرده ..تموم دلخوشیش اینه خدا روزاشو میبینه...(خدایابخاطر به امیدتو این همه ریسک رو پذیرفتم کنارم باش نذار ترس تو دلم بیاد..)
دلم پره - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 19:52
میخوام گرگ باشم.. توی این جامعه ای ک بیشتره نگاه ها بوی تعفن میده آهوبودن آخره حماقته...
عذاب وجدان همیشگی - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:51
این روزا هضم مشکلاتم برام سنگین شده...
برگشتم شهرم - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 8:39
سلاااام عزیزای دلم.خوبین؟منم خداروشکرخوبم ..امروزغروب برگشتم شهرم آخه تا ده روز کلاسی نداشم که بخوام اونجا بمونم.با اینکه فقط سه روز ازتون دوربودم دلم براهمتون یه ذره شده بود...شما رو نمیدونم..کلی حرف برا گفتن دارم اما میدونم اگه متنم طولانی بشه حوصله خوندنشو ندارین ولی سعی میکنم خلاصه ش کنم.اول از ...
یه عده دهاتی!! - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 9:17
افتادیم گیر یه عده آدم دهاتی که هنو نمیدونن دانشگاه چی هست،اسم ترم و واحد رو که میاریم مث هنگ کرده ها فقط نگامون میکنن اونوقت میان میگن" هرچقد درس بخونی آخرش با مدرکت میشینی کنج خونه و به هیچ جا نمیرسی"..آخه آدمه احمق تو اگه درس خونده بودی و حالیت بود که با تحویل دادن این مزخرفا به ما سیستم عصبیمون ...