برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
کاش یاد میگرفتیم...
همانگونه که سلامتی جسم مهم است
سلامتی روح چندین برابر از آن بیشتر مهم تر است!
گویا وابستگی فراتر از حد به بعد جسمانی ، باعث شده که فراموش کنیم که کالبد کاملا موقتی است و آنکه همیشه می ماند بعد روحانی ماست!
تمام تمرکزمان بر روی حفظ سلامتی جسمی است که روزی غذای موریانه ها میشود ، اما برای روح که سلامتی اش باعث شادی دنیا و آخرت میشود هیچ کار نکرده ایم!
و چه غافل است آدمی!
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
گاهی در کمال ناباوری دلت چیزی رو میخواد که اصلا با عقل جور نیستگاه مجبوری گوشتو بگیری تا صدای دلتو نشنوی..
دلی که تو را به اشتباه هدایت کرد...
یک لحظه از خواسته ی احساسی ات دست بکش و یک عمر در آرامش باش عقیده من اینه...پس ای دل هییییییس ساکت شو 
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
که نه خود خواهم نه دنیایم
پ.ن؛ تشنه ی سکوت ذهنی ام... خسته ی فکرهای نافرجام
خدایا دلم قرصه به خودت تنهایم نگذار
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
گاهی از این شلوغی های دنیا عجیب میترسم
میترسم از مردمانی که از تو و قرآنت روز به روز دورتر میشوند
از مردمانی که مومن بودن را حماقت و شرور بودن را شهرت میدانند
از مردمانی که همیشه منتظر حادثه شومی هستند تا با انتشار تصاویر و فیلم آن روز و ماه های خود را پرکنند
از مردمانی که شکستن دل برایشان از شکستن یک شیشه راحت تر است!!,
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
دستان کوچک لاک زده
موهای زیبا بافته
پیراهن قرمز مخملی
نشسته در آغوشم
برایش قصه میگویم
سر بر سینه ام میگذارد
و چشمان معصومش را میبندد
به محض عمیق شدن خوابش سکوت میکنم و تا ساعت ها به چهره ی پاکش خیره میشوم
"آرزو میکنم سرنوشتی در انتظارت باشد که در آن غم ناشناخته تر و شادی فراوان تر باشد"
بر پیشانی اش بوسه میزنم و در همین لحظه لبخند بر لب غنچه ای اش شکوفه میزند
و من چه ساده میمیرم برای این لبخند
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
در دنیای درنده ای که به دوست هم اعتمادی نیست
به لذت های گذرایش هم دلت را خوش نکن
خودت را جستجو کن
خدایت را صدا کن !
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور

اسفندیم و عاشق بارانم
دلتنگ که میشوم گویا که طوفانم
نمیدانم چندیست که اینگونه ام اما باران که میبارد از احساس سرشارم
بعداز سه ماه یه دل سیر بارونو دیدم و خیس شدن زیر بارون رو تجربه کردم
چقدر حس خوبی بود تنها نشستن روی صندلی محوطه ی دانشگاه و شعر گفتن زیر بارون
امروز کلی با خودم خوش گذروندم 
برچسب: اسفندیم,
نویسنده: پارسا کریمیپور
هرگاه از شلوغی های دنیا دلگیر شدی فقط سکوت کن و گوش بسپار!
صدایی پی در پی میگوید
"من برایت کافی ام"
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور