معجزه
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 9:17
رو به قبله می نشینم و سجده ی شکر به جا می آورم میگویند "معجزه مختص نسل قدیم بود" اشتباه می کنند!چه معجزه ای بزرگتر از این که "امروزه من" آرزوی "دیروزه من" است...:-)
کاش دل آلزایمر میگرفت!!
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 0:04
باز محرم و دسته های مختلف عزاداری و دیدن غریبه ای درمیان آن عزاداران که یه زمانی آشناترین بود...عجیب است..روزی برای دیدنت تاب نداشتم..اما حالا ندیدنت دعای هرشب و هر روز من است..شایدنگرانم که نکند دراین مدت خود و دیگران را فریب داده ام که "فراموش" شده ای....
کم کم داره وقت رفتن میرسه...هعی
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 9:43
سلام مهربونا..روزای پاییزیتون بخیر و شادی... سه چهار روزپیش با خانوادم رفتم برا ثبت نام و رزرو اتاق..
دم خیلیا گرررررم!
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:25
دقت کردین خیلیا با رفتنشون کمک بزرگی بهمون میکنن؟ دقت کردین گاهی تنها بودن چقد بی دغدغه ست..شاید اگه این رفتن نبود من با وجود این همه مشکلاتی توی این یک سال داشتم این همه واس قبولی تلاش نمیکردم..بودنه این خیلیا جز رنج و عذاب چیزی برامون نداشت اما بازم دمشون گرم که حواسشون بود که کی باید برن...مرسی ک...
کاش گذشته کاملا از مموریم دیلیت میشد!
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:19
دلتنگت نمیشوم ، دلتنگم نمیشوی، دعایت نمیکنم،دعایم نمیکنی، با یادت حرف نمیزنم،مرا به یاد نمی آوری...اما... چرا هنوز توی خوابهایم وجود داری لعنتی؟...
شبیه تو
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:19
نمیدانم این روزها همه شبیه تو شده اند یا چشمان من همه را شبیه تو میبینند حتی یک کودک...
خدایا کاش چیزی رو بخوای که من میخوام
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:19
خیره میشم به تو، خودت میدونی این نگاه پرالتماس چی ازت میخواد؟ میدونم ازم میخوای صبورانه جلو برم اما ترس من از عقب افتادن نیس ترس من نرسیدن به اون نقطه ایه که همیشه آرزوشو داشتم و دارم... میدونم با وجود تو نگرانی و ترس بی معنیه اما چه کنم! منم یه بنده ی بی معرفتم که اجازه میدم ترس و استرس هایی که منت...
مثل همیشه اعتماد به تو جواب داد...
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:19
خدایا إنقد خوبی که دستانم قادر به وصف خوبی هات نیستن..واقعا دلم به حال اونایی ک قدرتت رو باور ندارن میسوزه..واقعا چطور میشه بدون اعتماد به تو ادامه داد به زندگی؟..من امروز یه ریسک بزرگ کردم و مطمئنم ک پشیمون نخواهم شد چون ایمان دارم ک نگاه نگرانت همیشه به بندگانت هست و تا تو هسی سنگهای جلو پام خودشو...
درد و دل با اولین شنونده دردهام
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 3:18
خدایا این چه مشکلی بود نزدیکه دانشگاه؟ کاش تا قبل رفتنم این مشکل حل شه..وگرنه توی اون شهرغریب دست و پنجه نرم کردن با این مشکل خیلی سخته و مطمئنا باعث میشه تمرکز نداشته باشم رو درس...ای خدا میدونم بازم داری امتحانم میکنی ..خدایا امتحاناتت دارن خیلی سخت میشن. کمکم کن این بار هم مردود نشم..پناهم باش مخ...
بهترین رفیق
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:12
بازم مثل همیشه اعتماد میکنم...به بزرگی تو..به قدرت تو...به حضور همیشگی تو..میدونم اگر این "اعتماد"نبود هرلحظه نگران حوادث غیرمنتظره و بدخیم زندگی بودم و روزای باقی مانده ی عمرم رو با ترس و اضطراب میگذروندم...من میدونم که "سپردن" همه چیز به تو یعنی نزدیک شدن به خوشبختی...پس میسپارمش به تو ; همه ی تنه...
وای عاجز شدم!
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:12
وای خدایا.! نمیدونم چرا نزدیک به دانشگاه رفتنم حشرات إنقد به من علاقه مندشدن..انگار به جزخانوادم این موجودات هم دلتنگم میشن..خخخ..اون از دو روز پیش که محل بودم یه حشره سمی نیشم زد وباعث شد بعضی ازجاهای تنم کهیربزنه.این از امروز که زنبور نیشم زد...نمیدونم شاید نیش زنبور پادزهر نیش اون حشره ی سمی باشه...
بوی غربت
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 20:19
بوی غربت رو از همین الان استشمام میکنم...نمیدونم این بو خوبه یا بد! شاید کمی مستقل بودن خوب باشه اما نداشتن یه هم زبون واقعا سخته.. نمیدونم فرهنگ و اخلاقای اونجا چجوریه؟ اصن میتونم باهاشون سازگاری داشته باشم یا ن؟...هرچند که مطمئنا از شهرهای مختلف هم دانشجو میاد به اون دانشگاه.اما به هرحال من4سال قر...
فقط خدا
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 21:39
خدایا...! خود میدانم چرا اینقدر اطرافم خلوت است ...میدانم که دوست نداری کسی تنهایی من و تورا خراب کند.. .و من این خلوت را به دنیایی نمیدهم!
بالاخره نتایج هم اومد!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 21:39
سلام بچه ها خوبین؟ من که زیاد خوب نیسم.امشب به طرز عجیبی غافلگیرشدم.شنیده بودم که جواب کنکور 31شهریور میاد اما دو سه ساعت پیش به لطف یکی از دوستان وبلاگی متوجه شدم که نتایج اومده..فشارم از استرس اومد پایین..فورا رفتم تو سایت سازمان سنجش تا نتیجه رو ببینم..دقیقا شهر و رشته ای قبول شدم که همش نگران بو...
قالب جدیدم مباااالک
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:42
خخخخخخ...یعنی صبح زود بیدار شدن انقد خوب بود و من خبر نداشتم که بلاخره یه تکونی به خودم دادم تا قالب وبمو عوض کنم... خواستم حال و هوای وبمو پاییزی کنم تا هر کی میاد به وبم یادش باشه که دیگه خوشگذرونی و الافی تموم شده باید واسه دانشگاه و مدرسه و خرخونی (البته بلانسبت شما عشقا )xa0 آماده شد.... من که ...
اوج فقر
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 21:20
این داستان کاملا واقعیه...امروزیکی از دوستای صمیمی دبیرستانم رو دیدم ازش خواسته بودم تابریم بازار یکم وسیله واس خودمون بخریم ( به قول گفتنی واس شاد کردن دلمون یکم ولخرجی کنیم) اما دیدم داره واس بازارنرفتن بهونه گیری میکنه متوجه بهونه گیریش شدم و گفتم: قضیه چیه کاملا معلومه که فقط داری بهونه میگیری ک...
قالب جدیم مباااااالک
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 7:18
خخخخخخ...یعنی صبح زود بیدار شدن انقد خوب بود و من خبر نداشتم که بلاخره یه تکونی به خودم دادم تا قالب وبمو عوض کنم... خواستم حال و هوای وبمو پاییزی کنم تا هر کی میاد به وبم یادش باشه که دیگه خوشگذرونی و الافی تموم شده باید واسه دانشگاه و مدرسه و خرخونی (البته بلانسبت شما عشقا )xa0 آماده شد.... من که ...
حال این روزام
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 20:27
این روزها انگار حتی با خودم هم رو راست نیسم إنقد دلم را نادیده گرفته ام که دیگر صدایش را نمیشنوم انگار او هم فهمیده که دیگر برایم اهمیتی ندارد ساکت شده است دیگر بیقراری نمیکند بیچاره دلم چقدر مظلومانه توی سینه ام جاگرفته است!
اسم هر حسی رو "عشق" نذارین
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 21:25
کاش گفتن جمله "عاشقتم" اینقدرآسون نبود ... کاش خیلیا درک میکردن ک "عشق" اولین چیزی بود که توی وجود آدم دمیده شد و بی شک مقدس ترین حس دنیاست..افسوس که توی دنیای امروز اسم هر حس و غریزه ای رو میذارن"عشق" و این حس مقدس رو بی ارزش میکنن...به نظرمن عشق واقعی عشقیه که آدمو به خدا نزدیکتر کنه ن اینکه اونقد...
ستاره کوچولو
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 21:25
امشب یه رفیق پیدا کرده ام، رفیقی که از جنس من نیست، یه ستاره ی کوچولو،،ازپنجره ی اتاقم دارم نگاهش میکنم، با او سخن میگویم: "دوست من، فاصله ی ما را می بینی.؟ تو آسمانی و من زمین...اما فاصله ی خالق با هر دویمان به یک اندازه است.. ..هرچند خدا با ما فاصله ای ندارد..نزدیکه نزدیک است" احساس میکنم آن ستاره...