
در دنیای درنده ای که به دوست هم اعتمادی نیست به لذت های گذرایش هم دلت را خوش نکن خودت را جستجو کن خدایت را صدا کن !...
ادامه مطلب
گاهی آدم چقدر از خودش دور میشه..گاهی حس میکنه اصلا خودشو دوست نداره...فکر اینکه در کل زندگیت هیچوقت خودتو اونجور که باید باور نداشتی خیلی عذاب آوره...اگه آدم خودشو واقعا دوست داشته باشه خودشو محترم بدونه هیچوقت چشم انتظار محبت و توجه دیگران و غریبه ها نمیمونه..تا جایی که یادمه از بچگی خودمو خوب باور...
ادامه مطلب
یعنی آدم هیچ جا به اندازه شهرخودش به راحتی نفس نمیکشه.چقد هوای شهرم خوبه..هوای صمیمی خونه کجا و غربت اون شهر و آدماش کجا؟.. نگاه های نگران مادرم کجا و نگاه های ... کجا!..اما باید ساخت چون عاشق رشته امم و هرسختی رو حاضرم تحمل کنم.. بازم مث همیشه منتظرنگاه های گرمتون هسم دوستای مهربونم ...
ادامه مطلب
نمیدانم چرا اینقدر این روزها میخندم، چرا با یادآوری زخمهایم خنده ام میگیرد،،،شاید این همه بی عار بودنم ،برایم خنده دار باشد..شاید میخواهم با خندیدنم به دنیا بگویم : آهای ! می بینی؟ من هنوز سرپا هستم!!!شاید این بهترین انتقام از دنیاباشد...:-)...
ادامه مطلب
بخدا بعضی ها اصن درگیرن...امروز رفته بودم یکی از امامزاده های شهرمون که 3، 4ساله که باهاش انس گرفتم و آرامش بخش ترین مکانه واسم..یه جورایی امام رضای دوم من این امامزادست که بارها ازش حاجت گرفتم و عاشقشم...نشستم و طبق معمول مشغول دعا خوندن شدم ..یهو متوجه شدم صدای آهنگ شاد میاد..اونم چه آهنگی"الهی من فدات،فدای اون چشات"..سرمو بلند کردم دیدم یه پسر جوون یه کناری نشسته و گوشی دستشه و خیلی ریلکس داره به آهنگه گوش میده.. هیچکسم هیچی بهش نمیگفت..کفری شده بودم خواسم با اخم نگاش کنم تا بلکه یه ذره خودش وآهنگو جمع وجور کنه ولی منصرف شدم ..آخه بعضی پسرا(داداشای گل وبلا...
ادامه مطلب
نمیدانم چرا اینقدر این روزها میخندم، چرا با یادآوری زخمهایم خنده ام میگیرد،،،شاید این همه بی عار بودنم ،برایم خنده دار باشد..شاید میخواهم با خندیدنم به دنیا بگویم : آهای ! می بینی؟ من هنوز سرپا هستم!!!شاید این بهترین انتقام از دنیاباشد...:-)...
ادامه مطلب