
مادرم دور از تو دلم آسمانی است که ستا&...
ادامه مطلب
سلام به وبلاگ یه دختراسفندی خوش اومدین..توی این وبلاگ قراره دلنوشته های من به خدا و متن هایی که از خودم میگم و بیشتر اوقات هم یادداشت روزانه ام نوشته بشه... دلیل نامگذاری وبم هم اینه که "متولدآخرین ماه خدا هستم"پس میشم ته تغاری خدا مثل خیلیا. امیدوارم وب خوبی بشه و تاجایی که میتونم به این وب وفادار بمونم..:-) ...
ادامه مطلب
واقعا عصبی کنندست که برای تابستونت کلی برنلمه بریزی ولی اونقدر خونتون رفت و آمد باشه که نتونی به هیچکدوم از برنامه هات درست و حسابی عمل کنی فقط یک ماه به شروع کلاسا مونده و من واقعا مضطربم که ترم جدید چقدر ممکنه سخت باشه خدا خودش کمکم کنه...
ادامه مطلب
گاهی آنقدر توبه میشکنم که خود را لایق بخشش خدا نمیبینم و از سویی نیز از مجازاتش عجیب میترسم و این یعنی چیزی بدتر از مرگ! اما در آن هنگام که صدای اذان کل شهر را پر میکند لبخندهای خدا هنوز هم حس میشود و دلم به غفاریتت امیدوارتر میشود! کاش بشود بندگی را از نو شروع کرد کاش بشود به نمازهایم رنگ خدا داده شود کاش بشود دستان سیاه و آلوده شیطان را آن هنگام که سعی در کمک های دروغین دارد شکاند کاش بشود محبت و بخشایندگی خدا را در لحظه لحظه ی زندگی به یاد آورد خدایا آن زمان که ایمانم محکم تر بود و نمازهایم خالصانه تر , در برابر بدترین لحظات زندگی ام مقاوم بودم ولی اکنون که خود را لایق محبت و نگهبانی تو ن...
ادامه مطلب
خیلی دلم به حال اونایی که خدا و قرآن رو قبول ندارن میسوزه واقعا همشونم خیلی حال بدی دارن. .مگه میشه این خلقت با این همه پدیده نعوذباالله بدون خالق باشه؟..حرکت ابر و وزش باد به خودی خود اتفاق بیفته ؟..همه ی اینا و خیلی چیزای دیگه به کنار ,,مگه میشه یه جنین توی شکم مادر به خودی خود رشد کنه و توی اون م...
ادامه مطلب
باید به چشم پزشکی برد این جماعت را!! اگر این صاحب مقامان نمیتوانند افرادی که شب هایشان را بانگرانی نان فردایشان به صبح میرسانند ,را بینند تقصیر خودشان نیس!!! آنها در پول هایشان آنقدر غرق هستند که چشمانشان از شمردن پول کم سو شده است ...دلم درد میگیرد که این همه فقر بعضی از مردم را ببینم ولی نتوانم کا...
ادامه مطلب
همانند تندبادی که به پنجره ای اجازه ی بسته شدن نمیدهد,هرگز به کسی حتی مهلت نده تا درهای امید رو به رویت ببندد! [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 18:36 ] [ زهرایے ] [ ] ...
ادامه مطلب
کاش میشد مثل بچگی هام پیش مادرم گریه کنم و مادرم بدون اینکه بخواد دلیلشو بدونه بغلم کنه و آروم..کاش هنوزم اونقد بچه بودم ک همیشه گوشه ای از چادر مادرم رو میگرفتم و هرجا میرفت باهاش میرفتم و اجازه نمیدادم غریبه ای بهم نزدیک شه تا بخواد زخمیم کنه. .هرجا میرفتم خیالم راحت بود ک مادرم مواظبمه اما حالا چی ؟...درسته خدا بیشتر از مادر مواظب آدمه اما بنده ی خوبی نبودم براش ک انتظار داشته باشم هوامو داشته باشه. .بچه ک بودم آرزوم این بود که زودتر بزرگ شم و مستقل...اما حالا میفهمم ک دنیای جوونی و بزرگی چیزی جز اضطراب و اتفاقای ناگهانی نداره...
ادامه مطلب
یعنی دانشجویی ک عرضه نداشته باشه کلاسو بهم بزنه دانشجو نیس! فک نکنم تاحالا کسی مث من کلاس تخصصیشو بهم زده باشه اونم با یه جیغ خیلی خوشگل!خخخخ. خب تقصیر من چی بود که موشه بین این همه دانشجو منو انتخاب کرد و صاف اومد سمت صندلی من..فک کنم این دانشگاه قبل اینکه دانشگاه بشه مرکز پرورش حیوانات بوده..آخه هر نوع جک و جونوری تو کلاس پیدا میشه..ن خدایش شما جای من بودید چیکار میکردین؟ وقتی موشه رو میدیدین میگفتین;سلوم خوشگلم .دنبال صندلی واسه نشستنی؟بیاکنار خودم بشین..والا. ...
ادامه مطلب
خدایا إنقد خوبی که دستانم قادر به وصف خوبی هات نیستن..واقعا دلم به حال اونایی ک قدرتت رو باور ندارن میسوزه..واقعا چطور میشه بدون اعتماد به تو ادامه داد به زندگی؟..من امروز یه ریسک بزرگ کردم و مطمئنم ک پشیمون نخواهم شد چون ایمان دارم ک نگاه نگرانت همیشه به بندگانت هست و تا تو هسی سنگهای جلو پام خودشون میرن کنار...خدایاشکرت ک همیشه هستی..خدایا! از اینکه حواست بهم هست،از اینکه همیشه دارمت ،یه دنیااااااااا ممنونم!...
ادامه مطلب