میخواهم اعتراف کنم ک مثل گذشته حواسم بهت نیست...اعتراف کنم ک از تو مینویسم ولی ازت غافلم...آنقدر ذهنم را درگیر مشکلات دنیا کرده ام که اصلا فراموش کرده ام هدف از آفرینشم چه کسی باعث راحت نفس کشیدنم است. .فراموش کردم که اگر اکنون در آرزوی دیروزم زندگی میکنم همش بخاطر قدرت و اراده ی خدایی چون توبوده است. ..اگر شر گرگ صفتانی از زندگی ام کم شده است بخاطر عشقی است که تو به من داشتی و داری .. وقتی یکی از آدما به ما یه محبت کوچیک میکند میخواهیم جانمان را برایش بدهیم..اما برای خوشحال کردن خدایی که همه ی وجودمان از اوست و بیشتر از هرکسی حواسش به ماست هیچ کاری نمیکنیم ..این همه نامردی از آدم که خدا بخاطر او یکی از فرشته هایش را پس زد بعید بود ..واقعا بعید بود!!!
برچسب:
نویسنده: پارسا کریمیپور
تاريخ: سه
شنبه
23 خرداد
1396 ساعت: 23:00