خدایا گاهی از اینکه این همه بهم لطف داری خیلی شرمندت میشم...چرا که گاهی با اینکه تو همیشه وفادارترین بودی بازم وقتی که بنده هات کنارم نیسن احساس تنهایی میکنم...خدایا از اینکه هر روز داره زبان انگلیسیم بهتر میشه تورو شکر میکنم...از اینکه بالاخره یخم آب شد و تونسم تو کلاس به انگلیسی حرف بزنم توروشکر میکنم..خدایا من مطمئنم اگه تو این جرئت رو بهم نمیدادی به هیچ وجه دیروز داوطلب نمیشدم که صحبت کنم احساس میکنم ضعف اصلیم که اعتماد به نفس نداشتن تو صحبت انگلیسی بود از بین رف...تعریف از خود نباشه ولی گاهی حس میکنم سطح گرامریه من از بعضی از همکلاسی هام که خیلی کلاس زبان رفته بودن بهتره و این خودش بهم این اعتماد به نفس رو میده که من در آینده پیشرفت های خیلی زیادی خواهم داشت و به امید خدا به هدفی که دارم میرسم...هدفم توی این رشته تدریس یا مقاله نویسی نیس ...چون به مقاله نویسی که زیاد علاقه ندارم و تدریس هم که به نظرم اون هیجانی رو که من میخوام از زبان انگلیسی دریافت کنم, بهم نمیده...حالا ایشالله به هدفم برسم بهتون میگم چی بوده هدفم..هر چن که معلوم نیس تا اون موقع این وب پابرجا باشه یا نه ...دوستون دارم..فعلا
برچسب: خدایا ممنونتم,خدايا ممنونتم,
نویسنده: پارسا کریمیپور
تاريخ: پنجشنبه
20 آبان
1395 ساعت: 15:52