خرید بک لینک

بر روی اولین صندلی خالی قطار می نشینم.بعد از جا به جا کردن وسایلم به اطرافم نگاهی می اندازم .

در روبروی من دختری چادری نشسته است که با دستانی تکیه داده به چانه اش متفکرانه از پنجره ی قطار به بیرون می نگرد

خدا میداند مسبب دل مشغولی هایش چیست!

"امیدوارم قربانی افکار منفی نشده باشی دوست من"

در دلم این جمله را زمزمه میکنم و بعد از لحظه ای نگاهم را از دخترجوان به منظره ی زیبای طبیعت گره میزنم که اکنون با بارانی دلنواز زیباتر شده است

چه ساده میتوان لبخند زد و چه زیبا میتوان نگاه به پیرامون خود را تغییر داد!

غرق در تماشای نقاشی های هنرمندانه ی خالق بودم که به ناگاه سکسکه کودکی 6یا7ماهه نگاهم را به چهره ی معصومش معطوف میکند.

با دیدن او بیشتر دلتنگ خواهرزاده ی 20روزه ام میشوم که هنوز 2ساعتی نیست که از او دور شده ام.

دوباره دستم را به دسته ی صندلی تکیه میدهم و به بارش عاشقانه ی باران چشم میدوزم .

راستی؟ کسی نیز به غیرمن این چنین ترانه ی خوش آهنگ باران را دوست میدارد؟!!!

برچسب: زیبایی, نویسنده: پارسا کریمی‌پور تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 17:25

صفحه بندی