
مادرم دور از تو دلم آسمانی است که ستا&...
ادامه مطلب
کاش میشد مثل بچگی هام پیش مادرم گریه کنم و مادرم بدون اینکه بخواد دلیلشو بدونه بغلم کنه و آروم..کاش هنوزم اونقد بچه بودم ک همیشه گوشه ای از چادر مادرم رو میگرفتم و هرجا میرفت باهاش میرفتم و اجازه نمیدادم غریبه ای بهم نزدیک شه تا بخواد زخمیم کنه. .هرجا میرفتم خیالم راحت بود ک مادرم مواظبمه اما حالا چی ؟...درسته خدا بیشتر از مادر مواظب آدمه اما بنده ی خوبی نبودم براش ک انتظار داشته باشم هوامو داشته باشه. .بچه ک بودم آرزوم این بود که زودتر بزرگ شم و مستقل...اما حالا میفهمم ک دنیای جوونی و بزرگی چیزی جز اضطراب و اتفاقای ناگهانی نداره...
ادامه مطلب
"مرگ" نمیدانم چرا اینقدر برایمان وحشتناک است؟ خداوندا،مگر در قرآنت ننوشته ای انسان تمایل به خوبی ها و زیبایی ها دارد؟ مگر تو سرچشمه همه ی زیبایی ها و خوبی ها نیستی؟ مگر معنی حقیقی"مرگ" وصال انسان به خالقش نیست؟ پس چرا همه ازآن فرار میکنیم؟ اگرمیدانیم که با اعمال ناشایست خود خدا را از خود ناراضی ساخته ایم و "مرگ" باعث عذاب ما می شود پس چرا سعی نمیکنیم اعمال خود را اصلاح کنیم.. به راستی که انگار همه فراموش کرده ایم که برای چه آفریده شده ایم! میخواهیم تمام لذت هایمان برای این دنیای زودگذر باشد غافل ازاینکه دنیای ابدی هم وجود دارد! (کاش یه روز همه ب...
ادامه مطلب