نوشته های یکی از ته تغاری های خدا

متن مرتبط با «ده سال بعد حال این روزام» در سایت نوشته های یکی از ته تغاری های خدا نوشته شده است

پست های آخر سال 96

  • نیلوبلاگ

    آخرين مطالبلینک دوستانلینک های ویژهپيوندهای روزانهسلام به دوستای خوب وبلاگیم شب و روزتون بخیر . امیدوارم دیگه عذر منو واس یهو غیب شدنم پذیرفته باشین ..هر وقت خوابگاهم حسابی سرم شلوغ میشه از درس وآشپزی و  کارای دیگه برای همین توی تلگرام هم خیلی کم میرم و فقط درحد آپدیت شدن . میدونم قرار بود یه زمانی رو واس وبلاگ اومدن تعیین کنم اما خداییش این ترم حجم درس...

    ادامه مطلب
  • میترسم از این مردم

  • نیلوبلاگ

    خداوندا! گاهی از این شلوغی های دنیا عجیب میترسم میترسم از مردمانی که از تو و قرآنت روز به روز دورتر میشوند از مردمانی که مومن بودن را حماقت و شرور بودن را شهرت میدانند از مردمانی که همیشه منتظر حادثه شومی هستند تا با انتشار تصاویر و فیلم آن روز و ماه های خود را پرکنند از مردمانی که شکستن دل برایشان از شکستن یک شیشه راحت تر است!!,...

    ادامه مطلب
  • یک نوسینده ی کاردان!

  • نیلوبلاگ

    یک نویسنده خردمند خوب میداند که داستانی که مینویسد نباید از واقعیت زیادی دور شود تا خواننده را نسبت به زندگی واقعی پرتوقع نکند!! تا دخترانمان با خواندن رمان های عاشقانه, در دنیای واقعی به دنبال "آرشام"های خیالی(یکی ازشخصیت های رمان معروف گنهکار) نباشند و با هر محبتی زود فریفته نشوند! برچسبها: خدایا عشقم را به هدفم افزونتر و انگیزه ام را قوی ت , آمین تاريخ : یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ | 2:18 | نویسنده : زهرایے | ...

    ادامه مطلب
  • باید به چشم پزشکی برد این جماعت را!!

  • نیلوبلاگ

    باید به چشم پزشکی برد این جماعت را!! اگر این صاحب مقامان نمیتوانند افرادی که شب هایشان را بانگرانی نان فردایشان به صبح میرسانند ,را بینند تقصیر خودشان نیس!!! آنها در پول هایشان آنقدر غرق هستند که چشمانشان از شمردن پول کم سو شده است ...دلم درد میگیرد که این همه فقر بعضی از مردم را ببینم ولی نتوانم کا...

    ادامه مطلب
  • حالت خوب میشه.فقط کافیه بخوای

  • نیلوبلاگ

    سلام امروز با یه حال خوب توی اتاق خودم آپ شدم...خداروشکر که این هفته کلاسا تشکیل نشد و برگشتم شهرم و کنار خانواده ی عزیزم..فرصت شد حسابی با خودم خلوت کنم و به خودم انرژی مثبت بدم ..خداروشکر دوباره انگیزم واس درس خوندن برگشت .. دیگه واقعا میخوام متمرکز شم به هدفم و به هیچ مزاحمی اجازه نمیدم که انگیز...

    ادامه مطلب
  • خدایا بابت همه ی داده ها و نداده ها و بازگردانده هایت شکر

  • نیلوبلاگ

    سلام دوستان خوبین؟من امشب با یه حال خوب اپ شدم ..گاهی ادم وقتی حال الانشو با گذشتش میسنجه به این نتیجه میرسه ک چقدر اوضاعش عوض شده..من پارسال خیلی چیزا رو نداشتم ک الان به لطف خدای عزیزم ک همیشه بهترین رفیق من توی تمام لحظات خوب و بدم بوده,خیلی چیزا رو دارم حتی یه چیز از دست داده رو..حس خیلی قشنگیه ن؟ که بخاطر رفتارای بدت خدا یه چیزی رو توی یه زمانی ازت بگیره و سال بعدش یه زمانی نزدیکه همون زمان اون چیزو بهت پس بده ..اینجاست ک میفهمی خدا داشته یکسال تنبیهت میکرده و حالا یه فرصت دوباره واس جبران بهت داده ..از اینکه انقدر مورد عنایتشم ولی اینجور بی معرفتم روسیاهم پیشش..اما میخوام بنده ی خوب و سپاسگزاری براش باشم..خدایا کمکم کن ک دیگه با حماقتام اون چیز با ارزشو از دست ندم..خیییلی دوستون دارم د...

    ادامه مطلب
  • حال بد

  • نیلوبلاگ

    دلم عجیب گرفته.. !!غربت و آدماش دارن عذاب آور میشن برام.خیلی نامردیه ک تو بخاطر بعضیا با کسی در بیفتی بعدش همون بعضیا بیان طرف اونو بگیرن.واقعا بعضیا لیاقت خوبی رو ندارن..چقد دوس داشتم کنار بهترین رفیقام می بودم.رفیقای دانشگاه قبلیم.زهرا ،هنگامه ، رقیه..هعی افتادم گیر چن تا بچه مچه ک گنده تر از دهنشون حرف میزنن.. خدایا کمکم کن بی تفاوت باشم خدایا به یادم بیار که من ب خاطر هدفم اومدم اینجا ن این حرص خوردنا..خدایا کاری کن با وجود تو این شهر و این تنهایی رو تحمل کنم و با عشق و علاقه ی تمام به هدفم فک کنم...واقعا اگ این وبلاگ نبود این درد و دلای روزانمو کجا می نوشتم..هعی روزگار.. ...

    ادامه مطلب
  • اینم شانس ما...

  • نیلوبلاگ

    یعنی دانشجویی ک عرضه نداشته باشه کلاسو بهم بزنه دانشجو نیس! فک نکنم تاحالا کسی مث من کلاس تخصصیشو بهم زده باشه اونم با یه جیغ خیلی خوشگل!خخخخ. خب تقصیر من چی بود که موشه بین این همه دانشجو منو انتخاب کرد و صاف اومد سمت صندلی من..فک کنم این دانشگاه قبل اینکه دانشگاه بشه مرکز پرورش حیوانات بوده..آخه هر نوع جک و جونوری تو کلاس پیدا میشه..ن خدایش شما جای من بودید چیکار میکردین؟ وقتی موشه رو میدیدین میگفتین;سلوم خوشگلم .دنبال صندلی واسه نشستنی؟بیاکنار خودم بشین..والا. ...

    ادامه مطلب
  • خدایا اگه نباشی کل این دنیا برام قد یه تابوته

  • نیلوبلاگ

    خدایا بهم انگیزه ای بده تا مقاوم باشم دربرابر هرچه ک سعی در تضعیف کردن روحیه ام داره.خدایا کمکم کن تا خودم و تواناییمو هم به خودم ثابت کنم هم ب دیگران و حتی ب اون استادی ک هربار با طعنه هاش دلمو میشکنه..خدایا دل شکستن تاوان داره ،مگه ن؟..خدایا مطمئنم اگ لطف تو نبود من هچوقت طاقت نمیاوردم ک توی این شهرغریب جدا از دلتنگی این طعنه ها رو تحمل کنم...ب امیدتو...

    ادامه مطلب
  • از دست این گوشی

  • نیلوبلاگ

    باز هم صدای اس ام اس گوشیمو نگاه های بچه ها، باز هم من و لبخندهای بی إبا:-D ...

    ادامه مطلب
  • یه عده دهاتی!!

  • نیلوبلاگ

    افتادیم گیر یه عده آدم دهاتی که هنو نمیدونن دانشگاه چی هست،اسم ترم و واحد رو که میاریم مث هنگ کرده ها فقط نگامون میکنن اونوقت میان میگن" هرچقد درس بخونی آخرش با مدرکت میشینی کنج خونه و به هیچ جا نمیرسی"..آخه آدمه احمق تو اگه درس خونده بودی و حالیت بود که با تحویل دادن این مزخرفا به ما سیستم عصبیمون رو بهم نمی ریختی.. اونی که بعدازفارق التحصیل شدنش کارپیدانکرد یا واقعا نخواست و اراده نداشت یا هنوز امکاناتشو نداره یا دلایل قابل توجیحه دیگه ... حالا اگه کارمربوط به رشته رو پیدا نکنیم دلیل نمیشه با درس خوندن وقت خودمونو هدر داده باشیم ما با درس خوندن چیزایی...

    ادامه مطلب
  • درد و دل با اولین شنونده دردهام

  • نیلوبلاگ

    خدایا این چه مشکلی بود نزدیکه دانشگاه؟ کاش تا قبل رفتنم این مشکل حل شه..وگرنه توی اون شهرغریب دست و پنجه نرم کردن با این مشکل خیلی سخته و مطمئنا باعث میشه تمرکز نداشته باشم رو درس...ای خدا میدونم بازم داری امتحانم میکنی ..خدایا امتحاناتت دارن خیلی سخت میشن. کمکم کن این بار هم مردود نشم..پناهم باش مخاطب خاص من. خیلی دوست دارم توروشکر که هسی وگرنه تحمل این همه درد غیرممکن بود..شبمو بخیرکن....

    ادامه مطلب
  • حال این روزام

  • نیلوبلاگ

    این روزها انگار حتی با خودم هم رو راست نیسم إنقد دلم را نادیده گرفته ام که دیگر صدایش را نمیشنوم انگار او هم فهمیده که دیگر برایم اهمیتی ندارد ساکت شده است دیگر بیقراری نمیکند بیچاره دلم چقدر مظلومانه توی سینه ام جاگرفته است!...

    ادامه مطلب
  • خنده ام از چیست؟نمیدانم...

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا اینقدر این روزها میخندم، چرا با یادآوری زخمهایم خنده ام میگیرد،،،شاید این همه بی عار بودنم ،برایم خنده دار باشد..شاید میخواهم با خندیدنم به دنیا بگویم : آهای ! می بینی؟ من هنوز سرپا هستم!!!شاید این بهترین انتقام از دنیاباشد...:-)...

    ادامه مطلب
  • ببینید بیخوابی با من چه کرده؟

  • نیلوبلاگ

    ببین بیخوابی منو به چه کاری وادار کرده؟...چن شب که نه بهتره بگم چن هفته ست که به مرض بیخوابی مبتلاشدم..تاخوده صبح إنقد رو تختم جا به جا میشم تمومه تنم دردمیگیره از شدت خستگی..دیگه زد به سرم.. تصمیم گرفتم اون شربت گلو دردی رو که خواب آورم هست بخورم...حالا باید دید نتیجه میده یا ن؟..میترسم به شربته اعتیاد پیدا کنم..خخخ... وبم ی ذره داره خودمونی تر میشه...شاید بخاطر داشتن دوستای باحال وبلاگیم توی وبم احساس راحتی میکنم ...البته مطالبی که در رابطه با عشقم(خدا) می نویسم همچنان ادامه داره ..چون این وبو بیشتر به خاطر خوبی هاش بازکردم..خیلی دوستون دارم.شبتون بخیر;-) ...

    ادامه مطلب
  • خنده ام از چیست؟ نمیدانم...

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا اینقدر این روزها میخندم، چرا با یادآوری زخمهایم خنده ام میگیرد،،،شاید این همه بی عار بودنم ،برایم خنده دار باشد..شاید میخواهم با خندیدنم به دنیا بگویم : آهای ! می بینی؟ من هنوز سرپا هستم!!!شاید این بهترین انتقام از دنیاباشد...:-)...

    ادامه مطلب