نوشته های یکی از ته تغاری های خدا

متن مرتبط با «دلم دیگر نمی خندد» در سایت نوشته های یکی از ته تغاری های خدا نوشته شده است

کامنتی راجع به پست های احساسیم ندین..صرفا واس خالی کردن دلم می نویسم..

  • نیلوبلاگ

    یه زمانی وقتی کنارم بودی و نگاهم میکردی باورش سخت بود که روزی این نگاه خالی از احساس شود..اما حالا راحت باورکرده ام که حتی احساس تنفر هم تو چشمانت نیست...بی تفاوت شده ای ..کاملا بی تفاوت(درسته ک قراربود دیر به دیر آپ بشم اما نمیشه صدای این دل رو که این روزا سخت بیقرار شده خفه کرد..زیاد وقتم رو نمیگیره چون با گوشی آپ میشم)...

    ادامه مطلب
  • دلم دیگر نمی تپد

  • نیلوبلاگ

    تعجب نکن که دیگر دلم برایت نمی تپد..مگر دل زخمی جانی هم برای تپیدن دارد؟!...

    ادامه مطلب
  • دلم پره

  • نیلوبلاگ

    میخوام گرگ باشم.. توی این جامعه ای ک بیشتره نگاه ها بوی تعفن میده آهوبودن آخره حماقته......

    ادامه مطلب
  • خنده ام از چیست؟نمیدانم...

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا اینقدر این روزها میخندم، چرا با یادآوری زخمهایم خنده ام میگیرد،،،شاید این همه بی عار بودنم ،برایم خنده دار باشد..شاید میخواهم با خندیدنم به دنیا بگویم : آهای ! می بینی؟ من هنوز سرپا هستم!!!شاید این بهترین انتقام از دنیاباشد...:-)...

    ادامه مطلب
  • خنده ام از چیست؟ نمیدانم...

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا اینقدر این روزها میخندم، چرا با یادآوری زخمهایم خنده ام میگیرد،،،شاید این همه بی عار بودنم ،برایم خنده دار باشد..شاید میخواهم با خندیدنم به دنیا بگویم : آهای ! می بینی؟ من هنوز سرپا هستم!!!شاید این بهترین انتقام از دنیاباشد...:-)...

    ادامه مطلب