
خدایا توروهزاران مرتبه شکر ..بالاخره فسقلی خاله به دنیا اومد..اووف خدا دورش بگردم که هنوز دو روز نشده وابسته به بودنش شدم وای چطور از این فرشته خانوم دل بکنم و برم گنبد ...وقتی نگاش میکنم اونقدر غرقش میشم که دوس ندارم هیچ کار دیگه ای در اون لحظه انجام بدم ..خیلی ریزه میزست فقط یه بار اونم به صورت نشسته بغلش کردم اخه میترسم سربخوره از دستم ..خاله فدای دستای ریزش بشه که انقدر نازن ...خدایا برای ...
ادامه مطلب